اوای عزیزماوای عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

اوای خوش زندگی ما

من

1392/12/14 13:45
نویسنده : مامان فریده
217 بازدید
اشتراک گذاری

من از اول اسفند کلی ذوق اومدن عید را داشتم از بچگی اینجوری بودم و عاشق عید و لباس نو و سفره هفت سین اخه من هنوز یه وقتها که نه بیشتر مواقع بجه میشم و مثل بجه ها گریه میکنم و ذوق میکنم با همه مشکلاتی که دارم کودک درونم زنده هست البته دیگه چیزی ازش نمونده با این حال زار منگریهاما برعکس شوهرم اهل این حرفها نیست من خیلی رمانتیک و احساساتی بودم  و هستم و همه چیز واسم مهمه سعی میکنم تو لحظه زندگی کنم بر عکس شوهرم ارشناراحتتا از یه چیزی ناراحت میشم گریه میکنم زیاااااااد با خودم حرف میزنم و زود خودم را اروم میکنم و بعدش میوه میخورم چون خیلی میوه دوست دارمنیشخندبعد هم اهنگ شاد میزارم و غمم یادم میره به همین راحتی اصلا ادم کینه  ای نیستم و زود گذشت میکنم بر عکس اطرافم  پره از ادمهای کینه ای ناراحتیه سری ادم اصلا تو زندگی من نیستن و دخالتی هم ندارن ولی سایشون روی زندگیم سنگینی میکنه و داعم ازارم میده.زندگی کردن را دوست دارم هرچند سخت تعجب.زندگی راحتی نداشتم و ندارم و با چنگ و دندون زنگیم را حفظ کردم ولی دیگه چنگال و دندون تیزی برام نمونده و داره از دست میره یعنی خیلی وقته از بین رفته دیگه چیزی ازش نمونده. دل شکستهبزرگتر هم نداریم.چنگیدن اون هم یه تنه سخته.بیچاره دخترم چقدر واسش ارزو دارم و حسرت  دارم ولییییییییییی.خیال باطلگاهی فکر میکنم میبینم من از روی خودخواهی و یه سری حرف بیخود دیگران اوا را به دنیا اوردم اون هم بیگناهگریهگریهگریهدیروز برای اینکه حالم بد بود و داغون با خواهرم فریبا رفتم خرید بلکه حالم خوب شه ولی از اون قیمتها و لباسهای زشت و بیریخت بیشتر حالم بد شد ولی بالاخره خرید کردم امااااااا نه با ذوق و علاقه .بالاخره اشپزخونه را کامل تمیز کردم و دیگه کاری نداره ولی هنوز پزیرایی و حمام توالت مونده ولی دیگه حسش نیست دیگه ذوق ندارم کار کنم ناراحتدوست داشتم امسال با وجود دخترم عید با سالهای بد دیگه و قبل فرق کنه و خوب شروع بشه بر عکس هر سال ولییییییی انگار خوشی به من نیومده گریهموندم من و خدا و تنهاییییییییی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان آیهان کوچولو
15 اسفند 92 19:41
فریده جون مطمئن باش همه از این مشکلا دارن.اکثر خانوما نسبت به آقایون احساسی تر و رمانتیکترن. بیشتر ذوق میکنن از یه چیز کوچک خوشحال میشن.دوست دارن همیشه زود مشکلارو فراموش کنن و خوشی تو زندگیشون باشه ولی بیشتر آقایون اینجوری نیستن چون شخصیتشون جدیه. پس خودتو ناراحت نکن. سعی کن زیاد بهش گیر ندی خودتو با آوا بیشتر مشغول کن. حیف نیست اعصابتو داغون کنی خودشم با وجود آوا. ببخشیداااااااااا قصدم نصیحت نبود فقط گفتم که بدونی همه مثل همیم.
میترا
17 اسفند 92 19:54
فریده جون ما مثل هم هستیم ای کاش با هم کپ میزدیم
مامان محمد هانی
18 اسفند 92 11:17
فریده جون شاد باش ....بخاطر نی نی فرشته کوچولوت...بخاطر خودت....بخاطر زندگیت...منم حس تو رو داشتم و حال هفت سین انداختن آنچنانی و فکر شده نداشتم...اما گفتم بخاطر محمدهانی باید شاد باشم و پرحوصله... راستی اگه ایده هفت سین داری تو وب بذار یاد بگیریم