اوای عزیزماوای عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

اوای خوش زندگی ما

سیزده بدر

1393/1/16 17:54
نویسنده : مامان فریده
427 بازدید
اشتراک گذاری

 سیزده بدر امسال جایی نرفیم و خونه بودیم ناراحتبا اینکه مامان شهناز  مهربون بساط جوجه را شب قبل اماده کردو و صبح هم وسایل پیکنیک را اماده کرد و قرار بود بریم بیرون ولی چون هوا سرد بود به خاطر تو عشق کوچولو نرفتیم و موندیم خونه و بشاط جوجه کباب را روی تراس به پا کردیم و همین بهانه اشتی من و بابایی شد و با هم پختیم نیشخندمامان بزرگ هم با دایره زنگیش اومد و کلی حال و هوامون را عوض کرد با این سنش عجب رو حیه ای داره کاش ما یاد بگیریم ازشخیال باطلخدا حفظش کنه نعمتیه  توی خونواده بابا. بعد از ناهار هم بساط قلیون و چایی میوه را به پا کردیم و با سبزه ای که از اصفهان اورده بودیم واسه همه گره زدیم و کلی خندیدیم و  تو هم ظهر 1 ساعت خوابیدی و عصر هم 3 ساعت مفید و خوب خوابیدی خوابولی درست غذا نخوردی نه شام خوردی نه  ناهار ولی صبحانه حسابی خوردی و تا ظرف غذا را میدیدی میزدی زیر گریه که من حسابی ازذستت هرس خوردم و داغون بودم عصبانیهمه کلی مسخره بازی در اوردن و واست اواز میخوندن و دست میزدن ولی تو به جای خوردن قر میدادیتعجب و میرقصیدی و با این کارت کلی ما قش کردیم از خنده قهقههو شبمون تکمیل شد با شیرین کاریهای تو نفس منبغلشب هم حسابی برف و بارون گرفت یعنی از ظهر شروع شد و یه برف درشت و اساسی بود و هوا بس ناجوانمردانه سرد بود و تا روز بعد هم ادامه داشتلبخندبابا شب مامان بزرگ را بعد از شام برد رسوند و هر چی اصرار کرد  بریم دور بزنیم من از ترس اینکه تو سرما بخوری نرفتم خودش زود رفت و اومد تو خواب بودی زود ولی من از صدای بارون تا صبح نخوابیدم . خوب بریم سراغ عکسهااوا جونم با دایره زنگیاین هم یه عکس دیگه که هواست به مامان بزرگ بوداین هم بابا ارش در حال پختن جوجه کباباین هم نمای بیرون خونه مامان شهناز که از روی تراس عکس گرفتم چون خیلی این فضا را دوست دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان شازده پاشا
15 فروردین 93 23:53
سلام خانمی ماشالابه این دختره گل وناز.خداحفظش کنه.خوبه که باوجودسردی هوا بازهم خوب وخوش سیزدهتون روبدرکردین.همیشه شادباشید اگه دوست داشتین به ماهم سربزنید خوشحال میشیم