خیلی بلا شدی
از وقتی که چهار دست و پا شدی خیلی کنجکاو
و به عبارتی فضول شدی
و به همه جای خونه سرک میکشی همش تو دست و پای منی و کف سرامیکها واسه خودت میگردی میری سر همه کشوها کل وسایل را میریزی برون
همش میری کنار میز تی وی دگمه ریسیور را میزنی خیلی باهوشی دقیقا میدونی با چه دگمه ای روشن میشه
دگمه ایکس باکس بابایی را انقدر زدی که از برق کشیدش دیگه بلکه بیخیال شی
فلش ریسیور را میگیری میخوای بزنی بهش الهی من فدای اون با هوشیات
فیلمهای بازی ایکس باکس بابایی هم همش وسط خونه ولووووووووووو هر چی من جمع میکنم باز همون اش و همون کاسس


دیگه تو بیداریت نمیشه نشست سر لب تاپ وووووووووو خیلی شیطونی های دیگه که من عاشق همشونمممممممممم میمیرم برات همه امید و ارزومیییییییییییی تووووووووووووو 

خوب بریم سراغ عکسهای شیطونیات



اامروز هم واست حلیم پخته بودم ناهار از بیرون که اومدی خوردی و بعدش بازی با لیوانی که واست خریدم و بازی با سفره یه بار مصرف که عاشقشی اینم عکساش
فقط یه بار من در لیوانت را باز کردم دیگه همش خودت میخواستی درش را ببندی
عاشق اون مظلومیاتم مادددددددددر
لپووووووووووو نگاااااااااااااههههههههههه
فدای اون شیطونیات
عشقمی توووووووووووو


خیلی بلا شدی 





