اوای عزیزماوای عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

اوای خوش زندگی ما

اینا با عشق تقدیم به تو

بابا ارش چون میدید تو همش میری پشت مبل و زیر میز و خلاصه جاهای دنج خونه و به قول بابا ارش لونه به زن عموسفارش یه کلبه داد واست اونم اورد واست خردیم مبارک باشه مامانی این هم یه استخر بادی کوچولو برای روزهای گرم تابستون فرشته کوچولو                                           و این هم پک کامل سی دی بیبی انیشتن که کلی دنبالش بودیم با بابا اخر هم اینترنتی سفارش دادیم ولی تو علاقه ای نداری ونگاه نمیکنی چون موزیکال نیست زیاد دوست نداری امیدوا...
4 مرداد 1393

خبر های تازه

دختر خوشگلم سلام اومدم واست از خبرهای جدیدی بگم که مربوط به تومیشه فقط توووووووو اول اینکه بابا ارش وقتی اراک بوده رفته دفتر بیمه اسیا و شما را بیمه عمر کرده  هورااااااااا یعنی وقتی 25 سالت شد بهت پولت را میدن الهی من قربون 25 سالگیت یعنی من هستم تا اون روز و بزرگ شدنتو ببینم خدااااااااااایا دیگه اینکه الان 1 ماهی میشه که دیگه غذای میکس نمیخوری و از غذای خودمون بهت میدم  و واست با پشت قاشق له میکنم فقط گاهی واست سوپ مخصوص خودت را میپزم و گاهی هم ابگوشت ماهیچه برات میزرام که خیلی دوست داری اینطوری دیگه خیلی هر دوتامون راحت شدیم وهر جا بریم دیگه مشکلی با غذای تو نداریم خدا را شکر راستی اولین دفترچه بیمه تو هم حدود 2 ماهه پیش ...
31 تير 1393

شبهای قدر و تعطیلی

سلام گلی گلی من دو روز به مناسب شب قدر تعطیل بود ولی من نتونستم با وجود تو برم احیا مثل پارسال . حذاقل پارسال تو خوابیدی من یکم دعا خوندم و نماز امسال چون تو سالن میخوابیم از گرما نمیشد تی وی روشن کنیم از تی وی دعا را همراهی کردیم .بعد خوابیدیم پنجشنبه ش مثل همیشه با بابا رفتیم بیرون و زیر چرخ ماشینمون 2 تا تخم مرغ گذاشتیم واسه دوری از چشم بد رفتیم بیرون اب انار خوردیم که خیلی مزه داد و تو هم همه جا میخواستی بری بغل بابا حتی تو پمب بنزین خیلی بلا شدی دیگه تو ماشین اروم و قرار ندار روز جمعه هم که بابا از صبح نرفت سر کار و موند خونه و کلی باهات بازی کردو  دم عصر بردمت حمام و می می دادم که خوابت میومد و تا رفتیم داخل ماشین خوابت برد تا&nb...
29 تير 1393

هفتمین سالگرد عقد مامان و بابا

فرشته کوچولوی من امروز یعنی 29 تیر ماه سالگرد عقد من و بابا هستش من و بابایی در سال 1386 پیمان زناشویی بستیم و در سال 1388 با هم به زیر یه سقف رفتیم و پیمان زندگی بستیم به امید خوشبختی زندگی سه نفرمون به یاری و کمک خدای مهربون خدای همه دلهای عاشق ...
29 تير 1393

دندون پنجم

عشق قشنگم دندون پنجمی هم نیش زد  هوراااااااا مبارکههههه وقتی در سن 1 سال و 2 ماه بودی.دندون پیشین جانبی ...
25 تير 1393

متفرقه از روزانه های دختری به روایت تصویر

هر روز موقع صبحانه واست پورنگ میزارم و میشینی میبینی و من هم بهت لقمه میدم                                                        غذا خوردن به صورت خود کفا چه حالی میده و بعد هم شست و شوی حسابی ا این جا هم حاظر شده بودیم بریم افطاری مهمونی دایی مهدی دعوت کرده بود افطاری داخل پارک روبروی خونه دایی برگزار شد و هوا هم عالی بود و  همه بودن جز بابا ارش جاش خالی بود ولی...
24 تير 1393