خونه تکونی میکنیم
بالاخره بهار خانوم تو راهه و باید خونه تکونی کرد اخه عید توراهههههههههههه اون هم چه عیدی بشه امسال با دخترم اخ جووووووووون
منم خونه تکونی را شروع کردم
اول از اتاق تو شروع کردم دختر نمکی مامان چون هم کوچولو تره هم تمیزتر و زیاد کاری نداشت.دیوارها را نمیشورم چون تمیزه 2 ساله که تو این خونه ایم فقط یه جاهایی که لک داره با اسپری اتک و دستمال تمیز کردم. یه پنجره کوچولو هم داره که لای درزهاش و شیشه را تمیز کردم. کمد دیواری اتاقت هم تمیز کردم و وسایل اضافه را گذاشتم داخلش و یه سری وسایل هم دور ریختنی بود که ریختم بیرون. کمد و ویترین و تختت هم جابه جا کردم وکلا تغییر دکوراسیون دادم که خیلی خوب شد. و به دلم نشست
من کلا عادت دارم باید تو خونه تکونی دکوراسون عوض بشه تا به دلم بشینه. یکم جابه جا کردنشون سخت بود
ولی خوب به جاش خیلی خوب و خوشگل شد این طوری اتاقت بزرگتر به نظر میاد
چیدمان عروسکهات هم عوض کردم و این وسط بابا هم اومد و کلی از خونه که همه وسیله های تو وسط سالن بود تعجب کرد
ناهارخوردیم و به تو هم غذا دادم و دوباره رفتیم تو اتاقت بقیه کارها را هم که مونده بود انجام دادم و اخر سر جارو کشیدم و کف سرامیکها را هم با سرامیک شور تمیز کردم و فرشت را پهن کردم تا 5 عصر تمومش کردم ساعت 1 شروع کردم 5 ساعت طول کشید (مثلا کاری هم نبود)
خسته شدم
ولی تو همکاری کردی و اصلا اذیت نکردی و رو تختت با عروسکات مشغول بودی الهی قربون اون درک بالات برم که میفهمی من خسته ام.
الان هم 1 ساعتی هست که خوابی
فردا هم میخوام اتاق خواب خودمون را تمیز کنم اون بزرگتره و کارش بیشتر حالا هر چی خدا بخواد به امید خداااااااااااا


خونه تکونی میکنیم
