شیطونیهات به روایت تصویر
عاشق این عکس عروسی مایی مخصوصا عکس بابا روزها با روروعک میری کنارش و کلی باهاش حرف میزنی و براش ذوق میکنی
الان سرت میخوره به لبه تخت از دست تو وروجک
دوباره پیش به سوی عکس
موفق شدی
افرین دخترک زرنگ من
داری دوباره نقشه میکشی
عکس را انداختی زمین حالا داری اون دوتا گوی شیشه ای سنگین را دست میزنی
حالا نوبت لب تاپ شد که دیگه از دستت جرات نمیکنم بیام سراغش اینجا هم ساعت 1 شبه و شیطونیت گل کرده
دوست داری درش را ببندی و من دوباره باز کنم و تو دوباره ببندی اخه خودت نمیتونی بازش کنی یه ذوقی میکنی تا درش را میبندی
و این داستان ادامه دارد
تا درش را باز نمیکردم نق میزدی که بازش کنم
وقتی هم که خوشحالی موش میشی برام دردت به جونم
فدای سرت عزیز دلم
این جا هم منتظر بابا جون حسین بودیم بیاد دنبالمون تا من برم دندون پزشکی و تو را با خودشون ببرن خونه تا من بیام
داری پورنگ میبینی فدای تو با اون موهات
میخواستی موهات را باز کنی که تا دسته کلیدم را دادم بهت بی خیال موهات شدی
نگفتی مامان کی تو را قشنگت کرده
و در اخر خواب ناز یک فرشته
خوابهای خوب ببینی عشق کوچولوی من



شیطونیهات به روایت تصویر
