هنوز مریضی مامان
سلام مامان جونم گل دخترمممممممممم
الهی دردت به جونم هنوز مریضی نمیدونی چه حالی هستی مامان. این چند روز از خونه ما همش صدای گریه تو میاد بیرون به جای صدای خنده
غذا اصلاااااااا نمیخوری تا ظرف غذا را میبینی میزنی زیر گریه یه قاشق میزارم دهنت یه دفعه سرفت میگیره همشو میریزی بیرون یا عطسه میکن و بعد هم که گریهههههههههه
نمیتونی درست نفس بکشی و شیر بخوری ابریزشت شدید شده نمیزاری بینیت را تمیز کنم.
داغونم مامان عصبی شدم سرت داد میزنم بس که گریه میکنی برا هر کاری ولی تا کاری به کارت نداشته باشم ارومی نه غذا میخوای نه شیر
یه سرفه هایی وحشتناکی میکنی که نگو
شب درست نمیتونی بخوابی با وجود بخور چند روزه صبح زود بیدار میشی الهی برات بمیرم نمیتونی مثل قبل بخوابی با اینکه خوابت میاد.دارو نمیخوری اصلااااااااااا روانیم کردی با این کارت
همش گریه میکنم از دست کارات میشینم یه گوشه خونه زار میزنم از دستت
ضعیف شدی خیلی ریز بودی ریز تر شدی
این چند روز جند بار بالا اوردی . تا غذا میخوری
امروز دوباره تب کردی واست شیاف گذاشتم و بابا صبح زود بیدار شد رفت واست شربتی که دکتر داد گرفتم ازیترومایسین با یه بسته شیاف دیگه که اول تا شربت را خوردی باز استفراغ کردی به کل پتوووووووووو
دوباره بهت دادم با سرنگ با چه مکافاتی خوردی به زورررررررررررر
اما هنوز سرفه میکنی حالت خیلی بد خدا کنه زودتر خوب شی بمیرم برات که هنوز از چشمت راحت نشدیم مریض شدی
تا قطره چشمت را میبینی یه اشکی میریزی که نگو نمیدونم چه کنم باهات داغونم حسابی اعصاب ندارم تا خوابت میگیره بعد یک ساعت بینیت کپ میشه و گلوت پر از خلط و بیدار میشی
نمیزاری واست شاف بزنم قطره اهن و اد و روی هم که تعطیل شده با این وضعت
خلاصه که امروز روز خیلی بدی بود الان 4 روزه خوب نشدیییییییی
دیگه نمیتونم بنویسم گریم گرفتههههههههههه



هنوز مریضی مامان
