چی بگم از کجا بگم
خیلی داغونم خیلییییییییی اصلا اعصاب و حوصله ندارم همش دارم گریه میکنممممممممم
حس بدی دارم همه چی ریخته به هم از یه طرف جگر گوشم عشق کوچولوی خونمون مریضه و بی حال .رنگ به صورتش نمونده بچمممممممممم. خدایا کمک امروز و دیشب انقدر اشک ریخته و گریه کرده به خاطر خوردن دارو که دیگه نفس نمونده براش ناله میکنه و دارو نمیخوره همه را تف میکنه بیرون بعدشم هر چی شیر خورده میاره بالا
من چه کنمممممممممم خدایااااااااااا.
دیگه بریدم.از یه طرف قرار بود 5 ملیون بدیم به صاحبخونه تازه به دوران رسیدمون که چند سال از خودمون کوچیکتره و این خونه ارث پدر خدابیامورزشه و بمونیم که قبول نکرد و دیشب گفت باید پا شیم یعنی 15 ملیون و ماهی 300 اجاره کمه
نمیدونم چه جوری با بچه کوچیک و بی حال اثباب کشی کنم هنوز خونه پیدا نکردیم نمیدونم چی میشه.میخواستم واسه اوا تو این خونه تولد بگیرم ولی شب تولدش پایان قرار داد خونمونه باید بریم کجا نمیدونم . اثباب کشی خیلی سخته اون هم دست تنهااااااااا
وقتی اوا را میبینم بی اختیار گریه میکنم بس که ضعیف شده و ریز
هیچی نمیخوره هیچییییییییییی
میخواستیم ماشین بخریم که از شانس ما و اینکه تو این مملکت عزیز هیچ چیزی ثبات نداره قیمت ماشین گرون شد اون هم خیلییییییییییی نه یه ذره خلاصه که بد جوری به هم ریختم قرار بود 4 شنبه دوستام بیان خونمون ولی زنگ زدم کنسلش کردم حوصله کسی را ندارمممم
اوا داره ناله میکنه تو خواب
برم غذا درست کنم حداقل از گرسنگی نمیریممممممممممم


چی بگم از کجا بگم
