اوای عزیزماوای عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

اوای خوش زندگی ما

چی بگم از کجا بگم

1393/2/14 11:36
نویسنده : مامان فریده
236 بازدید
اشتراک گذاری

خیلی داغونم خیلییییییییی اصلا اعصاب و حوصله ندارم همش دارم گریه میکنمممممممممگریهحس بدی دارم همه چی ریخته به هم از یه طرف جگر گوشم  عشق کوچولوی خونمون مریضه و بی حال .رنگ به صورتش نمونده بچمممممممممم. خدایا کمک امروز و دیشب انقدر اشک ریخته و گریه کرده به خاطر خوردن دارو که دیگه نفس نمونده براش ناله میکنه و دارو نمیخوره همه را تف میکنه بیرون بعدشم هر چی شیر خورده میاره بالاغمگینحسودمن چه کنمممممممممم خدایااااااااااا. بی حوصلهدیگه بریدم.از یه طرف قرار بود 5 ملیون بدیم به صاحبخونه تازه به دوران رسیدمون که چند سال از خودمون کوچیکتره و این خونه ارث پدر خدابیامورزشه و بمونیم که قبول نکرد و دیشب گفت باید پا شیم یعنی 15 ملیون و ماهی 300 اجاره کمه سوالنمیدونم چه جوری با بچه کوچیک و بی حال اثباب کشی کنم هنوز خونه پیدا نکردیم نمیدونم چی میشه.میخواستم واسه اوا تو این خونه تولد بگیرم ولی شب تولدش پایان قرار داد خونمونه باید بریم کجا نمیدونم . اثباب کشی خیلی سخته اون هم دست تنهاااااااااغمناکوقتی اوا را میبینم بی اختیار گریه میکنم بس که ضعیف شده و ریزگریه هیچی نمیخوره هیچییییییییییی بدبومیخواستیم ماشین بخریم که از شانس ما و اینکه تو این مملکت عزیز هیچ چیزی ثبات نداره قیمت ماشین گرون شد اون هم خیلییییییییییی نه یه ذره خلاصه که بد جوری به هم ریختم قرار بود 4 شنبه دوستام بیان خونمون ولی زنگ زدم کنسلش کردم حوصله کسی را ندارممممخواب آلود اوا داره ناله میکنه تو خواب غمگینبرم غذا درست کنم حداقل از گرسنگی نمیریمممممممممممبای بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

آرزو
14 اردیبهشت 93 11:43
ای وای چقدرربدشانسی پشت هم آوردین عزیزمبرات ناراحتم شدم.غصه نخورخدابزرگه!ایشاا...آواجونمم زودترخوب شه!واسه تولدش هم میتونی یه شب زودتربندازیش!
مامانی
14 اردیبهشت 93 16:13
چیه خانومی می نالی چرا؟کم نیار همه هم دردیم آخرش کی قراره خونه دار شیم با خداست ایشالا به زودی هم ماشین میخری هم خونه و صدالبته آوا جونم به زودی خوب میشه
مامان آیهان
15 اردیبهشت 93 10:45
عزیزم الهی واست بمیرم .مامانی والله حق داری اینا همش به خاطر مریضی آواست اما کم نیار عزیزم تو یک مادری مادر یعنی همین!
مامانی تنها
15 اردیبهشت 93 12:53
عزیزممممممممممم ناراحت نباش همون یه جورایی هم دردیم هیچکی تنها نیست عزیزم توکلت به خدا باشه همه چی درست می شه راستی آپم دوست داشتی بیا بهم سربزن خوشحال می شم عزیزم
مامان امیـــرحسیــــن
16 اردیبهشت 93 23:20
معلومه همه چی خیلی در هم بوده!!!! شکر خدا الان همه چی خوبه! دنیا میگذره بی خیال خواهر