همه چی ارومه
سلام عشق درسته من
اومدم واست بگم که خیلییییییییییی خوشحالم بعد از اون همه گریه و ناراحتی و مریضی تو یه دفعه خدا صدامو شنید و جواب دل من مادر را داد خیلی چاکریم خداااااااااااااا جون عاشقتم
خوب بگم واست که اول حالت خیلیییییییییییییی بهتره شکر خدا امروز هم به زور بهت دارو دادم ولی راحت تر خوردی البته با گریههههههههه
ولی ابریزش بینیت قطع شد و دیگه تب نداری و بازی میکنی و بی حال نیستی فقط یکم سرفه میکنی اون هم خلطی که امیدوارم با 2 روز دیگه چرک خشک کن خوب بشه سرفه هات
و خبر دیگه اینکه دیروز از صبح همه وسایل اتاقت را جمع کرد حتی فرشت را دم عصر خواب بودبم که مامان جون مرضیه با یه المه خوراکی خوشمزه اومد دیدنت و دم غروب بود که بابا زنگ زد گفت 50 دیگه بزاریم رو کرایه و بمونیم
منم که دودل بودیم گفتم خودت میدونی
ساعت 8.5 قرار بود مستاجر جدید بیاد خونه را ببینه ولی با صحبت کردن بابا جون حسین و بابا ارش صاحبخانه محترم قبول فرمودن و ما موندگار شدیم امسال هم تو همین خونه هوراااااااااااااا
از اثباب کشی راحت شدیممممممممممممم 
شب هم شام رفتیم بیرون و یکم هوا خوردیم
البته باید این را هم بگم که بابا ارش خیلی این چند روز کمک دست من بود از همه کاری گرفته از سفره جمع کردن تا بغل گرفتن تو و دارو دادن و غذا دادن به تو و دلداری دادن به من اگه نبود نمیدونم باید چی کار میکردم باهات دستش درد نکنه
امروز دوباره همه وسایل اتاقت را چیدم سر جاش تا تو خوا ب بودی
تو هم تا ساعت 12 ظهر لالا بودی یه خواب خوبی رفته بودی مثل فرشته ها
منم همه خونه را تمیز کردم و بعد هم بهت شیر دادم یک ساعت بعد شیر هم واست کته و ماهیچه کشیدم تو ظرف و همه را تا ته خوردی نمیدونیییییییییییی که چقدررررررررر خوشحال شدم انگار دنیا را بهم دادن
حالا دیگه باید بریم سراغ کارهای تولدت کلی کار دارم ولی دیگه خیالم راحته و با خیال راحت به کارای تولدت میرسم عشق قشنگممممممممم 
خوب بریم سراغ عکسها
اینجا روز اول مریضیته الهی دردت به جونم با اون چشمات
نمیتونی چهار دست و پا بری ولی هر جوری شده خودت را میرسونی به اسباب بازیهات
داری سرفه میکنی بمیرم برا سینت
عاشقتم با این نگاه کردنات
عاشق تلفنتی
و جدیدا الو کردن هم یاد گرفتی
قربون اون چشمهای مریضت بشم مننننننننننن


همه چی ارومه 
