اوای عزیزماوای عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

اوای خوش زندگی ما

پنجشنبه 8/12/1392

1392/12/9 11:43
نویسنده : مامان فریده
274 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز من و تو از صبح تا 11 شب تو خونه تنها بودیمناراحتبابا زنگ زد گفت سرش شلوغه نمیاد ناهار منم ناهار تو را دادم و 1 ساعتی خوابیدی و خودم هم ناهار خوردم و چون خیلییییی خسته بودم به خاطر اینکه کابینتهای اشپزخونه را (داخلش)را تمیز کردم تا اومدم این ور اون ور بشم و بخوابم کنارت 1 ساعت گذشت و تو بیدار شدی و منم نخوابیدمگریهدوباره رفتم سراغ کارهام و تو هم عمو پورنگ میدیدی بهت قطره اد دادم خوردی و خرما بهت دادم یکم سیب خوردی و خوابت گرفت وسط  برنامه کودک دیدن بهت شیر دادم نیم ساعت خوابیدی الهی بمیرم لثه هات میخاره و کلافه ای این روزها و همش دستت تو دهنته و میکشی به لثت امیدوارم راحت بشی زودتر و دندونت بزنه بیرون تا کمتر درد بکشی خورده خورده کارهام تموم شد و تا 7 شب همه کابینتها را تمیز کردم و بعضی وسیله های داخلش را شستم خیلی خوبببببب شدنیشخندشامت رادادم خوردی و بعد که خواستم بهت قطره اهن بدم نخوردی و ریختی بیرون من بهت اصرار نکردم دیروز که اهن دادم بالا اوردی زبانو موزی که خوردی بودای ستفراغ کردی سبزبا هر چی قبلش شیر خورده بودی اصلا یه وضعی همه جا رو خیس کردی از استفراغ الهی دردت به جونم که نمیتونی بخوری و بد مزس چی کارت کنم مامانسوالبعد هم خوابت میومد ولی چون لثت خیلی میخارید کلافه بودی و شیطونی هم بهش اضافه شد و نخوابیدی ناراحت هنوز مجرای اشکت خوب نشده و بازنشده ومن باید هنوز و هر روز بمالم خدا کنه زودتر باز بشه چون دردت میاد و گریه میکنی نمیزاری پماد بزنم تو چشمت دستم را میگیریگریهچند روز پیش بردمت دوباره چشم پزشکی تا چشمت را ببینه اخه هنوز قی میاد دکتر  گفت حیفه این چشمهای خوشگل میل بخوره من حیفم میاد بمال هنوز نگرانتا 1 سالگی باید تصمیم بگیری که عمل بشه یا نه خداااااااااااا چی کار کنم خودت کمک کن تو که میدونی من طاقت ندارم ای خدااااااااااا قطره داد و پماد میمالم ولی باز نمیشههههههههه چشمهای خوشگلت گریهگریه بابا زنگ زد بریم بیرون من چون خسته بودم و سرم درد میکرد چون نخوابیده بودم گفتم نمیام بابا هم ناراحت شد ولی اصلا حااااااااااال نداشتم 12 خوابیدی تا 9.5 صبح که منو با لگد بیدار کردی فدای اون خنده هات که تا بیدار میشی تحویل من میدی و تموم خستگی از تنم میرههههههههه ماچخاله جونا التماس دعااااااا برای چشمهای اوای من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آیهان
10 اسفند 92 16:18
قربونت برم که عمو پورنگ میبینی. فریده جون منم همینجورم تو اون اینقدر خودمو خسته میکنم تا بیاکم بخوابم آیهان بیدار میشه. فریده جون انشالله که زودزود چشمهای ناز آوایی خوب میشه قربونش برم.
زهرا عمه سروش
10 اسفند 92 19:37
الهی خاله فدای چشمای قشنگت عزیزم.انشالا زودتر خوب بشی