شیطونیهات به روایت تصویر
عاشق این عکس عروسی مایی مخصوصا عکس بابا روزها با روروعک میری کنارش و کلی باهاش حرف میزنی و براش ذوق میکنی الان سرت میخوره به لبه تخت از دست تو وروجک دوباره پیش به سوی عکس موفق شدی &nb...
نویسنده :
مامان فریده
13:29
اش دندونی عشقم
دختر طلایی من روز یکشنبه 31/1/1393 واست اش دندونی پختم (همیشه منتظر بودم دندونت جونه بزنه و منم واست اش بپزم بالاخره به ارزوم رسیدم ) دست تنها یکم سخت بود با وجود تو ولی به عشقت خسته نشدم و کلی ذوق داشتم از صبح مشغول بودم تا 8 شب ظرفها را اماده کردم و رفتیم با هم دوش گرفتیم و تو 1 ساعتی خوابیدی تا ساعت 10 که بابا اومد و با هم رفتیم اش ها را پخش کردیم ساعت 12 شب رسیدیم خونه و تو با اینکه خوابت میومد بعد از شیر خوردن هی شیطونی میکردی و قل میخوردی و خوشحال بودی منم گذاشتمت تو رختخواب بابا و خودمون شام خوردیم تا ساعت 2 شب که بالاخره خوابیدی خوب بریم سراغ عکسها این هم از ظرفهای اش تزیین شده که شعر روش را خودم با دست خط خو...
نویسنده :
مامان فریده
13:17
خواب معصومانه عشق
برای خواهرم
خواهری گلم این پست را فقط واسه تو و به عشق تو مینویسم میخوام بدونی که عاشقتم و خدا میدونه که چقدر دوستت دارم برات بهترین ها را ارزو میکنم تو بهترین مادر دنیا میشی من مطمعنم خوش به حال اون کودکی که تو براش مادر کنی عزیزم از خدا میخوام به حق این روز عزیز حاجت دلت را بده و همیشه لبت به خنده وا بشه دوستت دارم همبازی کودکی رفیق زندگیم سنگ صبورم خواهرم تو از الان مادری اینو بدون و مطمعن باش ...
نویسنده :
مامان فریده
2:07
جونم برات بگه
سلام مامانی خوبی عشق جونم برات بگه از روز چهارشنبه تا امروز که یکشنبه هست و روز مادر روز مننننننننننننننن که با تو مادر شدم چهارشنبه عصر رفتیم چشم پزشکی و مثل همیشه زحمت بردنمون افتاد با بابا جون حسین ایشالا که 120ساله بشه بابای گلم ماهههههههههه به خدا بعد هم تا نوبتمون بشه رفتیم پیش دکتر بدیعی دکتر خودت که چکاپ کامل شدی و واست شربت روی تجویز کرد و گفت ازادی همه چی بخوری جز شیر گاو تا اخر یک سالگی هورااااااااااااا دیگه میتونم همه چش بهت بدم شب هم بابا جون واسمون اب هویج بستنی خرید خوردیم که خیلی چسبید بهمون به تو هم کیک و اب دادم خوردی و اینقدر تو ماشین اتیش سوزوندی که نگوووووووووو پنجشنبه هم شب بابا بردمون پیتزا جمیرا به پیش...
نویسنده :
مامان فریده
21:16
یه جعبه عشق
امروز طبق عادت همیشگی زنگ زدم به شوهری بهم تبریگ گفت گفت روزت مبارک منو میگی ظهر هم وقتی اومد خونه یه جعبه شیرینی اورد برام به عنوان تبریک دستش درد نکنه تو این جعبه شیرینی یه دنیا عشق بود و دوستی و محبت برای من دوستت دارم ارشی ...
نویسنده :
مامان فریده
18:53








