سلام خاله ریزه من دیروز هم تنها بودیم و من همچنان کزتی میکردم اون هم تو اشپزخونه ساعت 7 عصر رفتیم خونه مامان جون و کلی بازی کردی و دلبری کردی الهی فدات بشم بابا هم ساعت 10 اومد شام کتلت پخت مامان جون خوردیم و تو که خیلی شیطونی کرده بودی و خسته بودی خوابت میومد تا اومدیم تو ماشین لالا کردی ما هم رفتیم 1 ساعت دور زدیم تا تو بد خواب نشی. امروز هم شنبه 10/12/1392و شما 9 ماه و نیمه هستی عششششششششششق کوچولوی من امروز هم تنها بودیم و بابا نیومد از یه جهت بهتر شد که نبود چون من خیلی کار داشتم تو اشپزخونه و یه ناهار سرهم بندی خوردم و ساعت 5 که از خواب بیدار شدی و شیر خوردی بردمت دکتر بدیعی واسه چکاپ یه 2 ماهی بود نرفته بودیم خواستم این اخر سالی چک ب...