یک شنبه مهمون داشتیم
سلام عروسک من جمعه از اراک برگشتیم و یکشنبه خونواده خودم جز خاله مهسا مهمون خونه ما بودن جای خاله مهسا هم خیلیییی خالی بود واسه بازدید عید بابا هم گفت بگو واسه شام بیان که با کلی اصرار قبول کردن و اومدن ساعت 9.5 اومدن که شوهر خاله فریبا و دایی مهدی دیرتر اومدن و تا اومدن اونها تو کلی واسه همه با رقصیدنت دلبری کردی و همه بهت میخندیدن با اون قر دادنت فرشته خوشکل من اینقدر خاله ها واست زدن و تو رقصیدی که حد نداره چقدر واست ذوق کردن و بوسیدنت نورا جون هم واسه بار اول اومد خونمون ماشالا بزرگ شده و جون گرفته بهش عیدی دادیم و همش خواب بود بعد هم بابا ساعت 10 اومد کباب خرید منم پلو پختم و ماکارانی هم درست کردم و با دوغی که تو راه میمه خریدیم...
نویسنده :
مامان فریده
17:34








