تشکر از شوهری
تو را به خدا نگید من خل و چلم هاااااااا یه روز تو یه پست از شوهری خوب مینویسم یه روز بد مینویسم . نمیدونم شما ها هم مثل من هستید یا نه ولی من الان فقط اومدم بگم ارشی دوستت دارم با تمام وجود الان اصفهان داره بارون میاد اون هم چه بارونی امشب مهمونی دعوت داریم اون هم از نوع (دیدن حاجی) هر چی تو کمد لباسم را دید زدم و زیرو رو کردم یه لباس خوب و مناسب پیدا نکردم(مثلا شوهری بوتیک لباس زنونه داره اون وقت کوزه گر از شیشه شکسته اب میخوره) خلاصه زنگیدم به ارشی گفتم واسم لباس میاری گفت بلهههههههه منو میگیییییی تو این بارون دلم نیومد بیاد تا اومدم بهش بگم نیا تو این بارون دیدم زنگ میزنن بله دیگه ارشی بود با یه المه بلوز خوشگل بیچاره خییییییییی...
نویسنده :
مامان فریده
13:36







